-
خلاصه داستان آتاناسیای زیبا به دست پدر واقعی خودش، امپراتور سنگدل و خونسرد، کلاد دی الجر اوبلیا، کشته میشه. این فقط یه قصه شب ساده برای قبل از خواب بود، تا اینکه یه روز دختری از خواب بیدار میشه و میبینه ناگهان به همین پرنسس نگونبخت داستان تبدیل شده! حالا اون برای فرار از این سرنوشت شوم و زنده موندن، به یه نقشه نیاز داره و وقت زیادی هم براش نمونده. بره سراغ نقشه الف و تا جایی که میتونه بیسروصدا زندگی کنه تا اصلاً به چشم امپراتور بدنام داستان نیاد؟ یا بره سراغ نقشه ب و اونقدر پول جمع کنه که بتونه یه روزی از قصر فرار کنه؟ یا اینکه مجبور میشه بره سراغ نقشه ج و با شیرینزبونی خودش رو تو دل پدرش جا کنه؟دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
- بخش رزرو پر شده
- در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-