-
خلاصه داستان «تو این زندگی، من کسیام که بر میدان جنگ فرمانروایی میکنم.» دامیان، فرمانده گروهان مجازاتگر پادشاهی باروک، تو سن سی سالگی بینامونشون تو یه جبهه فراموششده میمیره، در حالی که تنها حسرت یه چیز رو داره: «لعنتی... اگه فقط یه شانس دیگه بهم داده میشد... واقعاً همراه با این بچهها، میدان جنگ رو به سلطهام درمیآوردم...» وقتی دوباره چشمهاش رو باز میکنه، میبینه که هفده سال به عقب برگشته، اونم با یه هسته مانای کاملاً سالم که بهش اجازه میده جادو یاد بگیره. این بار سوگند میخوره که اسیر موج دوران جنگهای بیپایان نشه. اون بالاتر از هر کس دیگهای صعود میکنه و تبدیل به کسی میشه که بر میدان جنگ مسلط میشه. دامیان با تولد دوباره در گذشته، نیزهاش رو در برابر دنیا بالا میبره و آیندهای رو رقم میزنه که قبل از این نتونسته بود بهش دست پیدا کنه.دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
- بخش رزرو پر شده
- در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-