-
ارسال شده توسط تیم FLORIX
خلاصه داستان اَش پسریه که همه چی داشت؛ فرمانده شوالیههای امپراتوری بود و با یه دختر نجیبزاده نامزد کرده بود — یه زندگی که هرکسی حسرتش رو میخورد. اما یه روز، نامزدش بیهیچ مقدمهای نامزدی رو به هم میزنه و درست همزمان، اش از گروه شوالیهها اخراج میشه! دلزده و خسته از همهچی، امپراتوری رو ترک میکنه و میره سراغ یه سرزمین جدید به اسم پادشاهی رُزبل. اونجا، تو کشوری که به خاطر قدرت دانجنها از خود امپراتوری هم پیشرفتهتر شده، تصمیم میگیره از نو شروع کنه — اینبار به عنوان یه شکارچی. و با مهارت خیرهکنندهای که داره، خیلی زود اسمش سر زبونا میافته. در همین حین، تو خود امپراتوری، شاگرد وفادارش «اولکا» تصمیم میگیره دنبالش بره و راهی رُزبل میشه. و اینطوری داستانِ دوباره ساختن یه زندگی “خاکستری” و از نو رنگ زدنش از دلِ تاریکی دانجنها شروع میشه...دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
-
کلینر ها - در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-