-
خلاصه داستان من یه بچه یتیم بودم که بهخاطر آدمبزرگای آشغال دوروبرم، از بچگی بدبختی کشیدم و آخرشم از کار زیاد مردم. ولی وقتی دوباره چشم باز کردم، دیدم وارد دنیای یه رمان شدم! اونم نه هر کسی… تبدیل شده بودم به یه جاسوس بچه عضو یه خاندان بیرحم؛ یه شخصیت فرعی که قبل از ورود شخصیت اصلی داستان میمیره. ماموریتم هم این بود: بشم دختر قلابیِ دوک کرونز، شرور اصلی داستان. ولی من دیگه نمیخواستم مثل زندگی قبلیم فقط دستور بگیرم و آخرش بمیرم. از شانس خوبم، کل داستان رمان رو از حفظ بودم، پس تصمیم گرفتم: به دوک فاس خیانت کنم و طرف دوک کرونز رو بگیرم! خانوادهی گمشدهی دوک کرونز رو پیدا کنم تا هیچوقت تبدیل به شرور نشه! و ازش بخوام یه حامی قوی برام پیدا کنه تا از دست دوک فاس در امان بمونم! البته عوض کردن داستان اصلی اصلاً کار آسونی نیست… ولی این بار، هر طور شده میخوام خوشبخت بشم!دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
-
- در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-