-
خلاصه داستان در هیاهوی دسیسههای یک قصر یخزده، دختری با زخمهایی به عمقِ یک عمر، به دشمنی قسم خورده سپرده میشود. او برای زنده ماندن، نقاب یک همسر شیفته و بیآزار را به چهره میزند، بیخبر از آنکه زمزمههای دروغین عشقانهاش، آهسته به حریم قلب مردی راه که خود کابوسش بوده راه مییابند. اما در سرزمینی که هر لبخندش را نیرنگی میپندارند، آیا این بازی خطرناک میتواند پیش از آنکه گذشته چون خنجری از پشت فرا برسد، به پناهگاهی واقعی بدل شود؟دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
-
- در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-