-
ارسال شده توسط تیم Reaper
خلاصه داستان <شبح شمشیر> <گرگ خونین> اینا لقب های چئون هوی بود، بچه ای یتیم که از بدو تولد برای سیر کردن شکمش، شمشیر به دست گرفت و تا مقام استاد متعالی پیش رفت....و باعث خشم و کینه ی خیلی ها شد. اما زمانی که شیطان آسمانی، کل دشت مرکزی رو به خاک و خون کشید، اون با آخرین بازمانده ی خاندان تانگ، تانگ سوول، متحد شد، تا شیطان رو زمین بزنه...اما موفقیت آمیز نبود، و هر دو در یک زمان و یک مکان، کشته شدن. +کاش قویتر بودم. +کاش وقت بیشتری داشتم. +کاش استعداد بیشتری داشتم. +کاش راه شیطانی رو نمیرفتم +کاش میتونستم نجاتش بدم..... و این کاش ها بود که به حقیقت پیوستن، اون به عقب برگشت، به زمانی که تنها یه بچه ی ۱۵ ساله بود و این بار به هر قیمتی که شده، سرنوشتشو خودش رقم میزد.دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
- پس از آپلود چپتر ها دستاندکاران قابل مشاهده خواهند بود.
- در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-