-
ارسال شده توسط تیم Reaper
خلاصه داستان بعد از بین رفتن شری که برای دنیا خطر بزرگی حساب میشد، صلح به دنیا برگشت. و من تناسخ پیدا کردم تو یه بازی در حال فراموشی که به زور سرپا مونده بود! لایون آستری، پسر بزرگ یه خاندان بزرگ جادوییه که میگن حتی به امپراتورم به چشم تحقیر نگاه میکنن. یه روز، همه شگفت زده شدن که با اون بدن نحیفش کجا داره میره، تا اینکه... [رزماری آب بهدست آمد!] گیاه های دارویی فقط با چیدن ظاهر میشن؟ اینجا بهشته! دنیایی که توش براساس تلاشت پاداش میگیری! با این پیشینه که هرکسی حسرتش رو میخوره، انتظار دارن به عنوان وارث زندگی کنم؟ «رئیس خاندان باید برادر کوچیکم باشه، درسته!» عشق برادرانه گرم و محبت ابدی! مسلح به هوش، استعداد و ابتکار، زندگی شیرین و آروم لایون داره شروع میشه!دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
- پس از آپلود چپتر ها دستاندکاران قابل مشاهده خواهند بود.
- در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-