-
ارسال شده توسط تیم Reaper
خلاصه داستان اریکا، یه مزدور رتبه S با مهارتی فوق العاده و بی نظیر. و چاد، یه مزدور رتبه S دیگه که همه جا دنبالش راه میفتاد. «اریکا، بیا برای همیشه با هم باشیم. با من جفت شو. فقط با من کار کن.» «چرا انقدر اصرار داری با من کار کنی؟» «چون رو اعصابمه.» «چی؟» «فقط فکر کردن به اینکه به جای من داری با یه بیعرضه عوضی اینطرف اونطرف میدوی، اونقدر اعصابم رو خرد میکنه که حتی خوابم نمیبره.» همسن بودن. هر دو مزدور رتبه S. حتی اخلاق گندشونم به طرز عجیبی شبیه هم بود. شاید ناخودآگاه یه حس همزادپنداری بین خودشون حس کرده بودن؛ همینم توضیح میداد که چرا انقدر سریع با هم صمیمی شدن. «اریکا. یه چیزی هست که بدجور میخوامش و چون نمیتونم داشته باشمش دارم دیوونه میشم. اگه یکی دیگه ازم بگیرتش، جنگ میشه. جدی میگم.» [هشدار اسپویل] «نمیدونم داری از چی حرف میزنی، ولی چرا موقع گفتنش اینطوری داری خیره میشی؟ مگه من ازت دزدیدمش؟» «هر بار که اینطوری میکنی، دلم میخواد گریه کنم.» چند سال بعد، اریکا کلا گیج و مبهوت مونده بود. «چـ... چرا داری اینطوری رفتار میکنی؟» «بهت گفته بودم، اریکا.» با صدای آروم و بمی گفت: «اگه یکی دیگه ازم بگیرتش، جنگ میشه.»دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
- پس از آپلود چپتر ها دستاندکاران قابل مشاهده خواهند بود.
- در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-