-
خلاصه داستان گالاهاد، جادوگری نخبه و یکی از بهترین مامورهای اداره اطلاعات بود که به دلایل سیاسی، عملا به عنوان داماد به دوک اعظم شمال فروخته شد. از طرفی، دختر سرد و یخی دوک همون «کلیدی»ه که می تونه باعث شکست پادشاه شیاطین و نجات دنیا بشه. گالاهاد که تصمیم گرفته دلش رو به دست بیاره، با همون دیوانگی همیشگیش و سماجتی که واقعا مسخره و غیرقابل باوره، شروع می کنه به نزدیک شدن بهش. اما مشکل اینجاست که طرفش یک استاد شمشیره که مانا رو می سوزونه و حتی کوچک ترین تماس با یک جادوگر باعث می شه درد وحشتناکی توی تمام بدنش بپیچه... «می خوام دوباره لمسش کنم. این بار فقط... یکم بیشتر.»دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
-
- در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-