-
خلاصه داستان تنها یک هفته تا آزمون ورودی آکادمی باقیمونده؛ چِن یوان باید نگران آیندهاش میبود، نه اینکه برای بقا توی دنیایی پر از زامبی بجنگه! هر شب، اون به دنیای آخرالزمانیِ وحشتناکی فرستاده میشود؛ جایی که گلههای زامبی بین ویرانهها پرسه میزنن و بقا بهایی بیرحمانه داره. گرسنگی، جراحت، خستگی... مهم نبود چقدر درد میکشید، وقتی بیدار میشد باز به دنیای واقعی برمیگشت. ولی یه جای کار به شدت میلنگید. با وخیم تر شدن اوضاعش توی دنیای آخرالزمانی، تغییرات عجیبی توی بدن واقعیش ظاهر شد. شاید این دو دنیا اونقدرا هم که فکر میکرد از هم جدا نبودن... و اگه این حقیقت داشت... اگه اونجا میمرد چه بلایی سرش میومد؟ چن یوان که مصمم به زنده موندن بود، سلاح به دست گرفت و شروع به قتلعام زامبیها کرد. بعد از شکست دادن یکی از هیولاها، به کشف خارقالعادهای دست پیدا کرد؛ گوهر سبز و مرموزی به اسم «هسته کریستالی». به محض خوردن اون، جراحاتش به طرز معجزهآسایی التیام پیدا کردن و قدرتی ناشناخته توی بدنش فوران کرد. حالا چن یوان باید با هربار به خواب رفتن بین دو دنیا سفر کنه—دنیایی که توی اون برای قبولی توی آزمون ورودی میجنگه و دنیایی دیگه که هر لحظهاش نبردی برای بقاست. با مرگ که در هر گوشه به کمین نشسته و رازهای پیوند دهنده دو دنیا که کم کم برملا میشن، آیا چن یوان میتونه از این آخرالزمان جون سالم به در ببره... و همچنان زنده به آزمون ورودی برسه؟دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
-
- در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-