-
ارسال شده توسط تیم FLORIX
خلاصه داستان سی سال پیش یه اتفاق عجیب افتاد: «خدایهای سقوطکرده» و «برجهای فروپاشیده» یهو همهجا سبز شدن. از توی اون برجها هیولاها بیرون اومدن و دنیا رو از آرامش انداختن. ولی اون موقع، هشت میلیون خدا تصمیم گرفتن یه کاری کنن. اونا «سلاحهای الهی» رو به آدمهای قویای دادن که تونستن برجها رو فتح کنن و خداهای سقوطکرده رو پاکسازی کنن تا دوباره به حالت اصلیشون برگردن. این آدمها شدن «قهرمانها» و بینشون سه قهرمان بزرگ بودن. قویترینشون کوسونوکی شوتارو بود، کسی که شمشیر شیطان شکاف رو دستش داشت. داداش کوچیکترش، کوسونوکی هیرومو، فقط یه «باربر» بود؛ ولی این کار رو میکرد تا از نزدیک شاهد افتخار داداشش باشه، همون که داشت دنیا رو به صلح برمیگردوند. اما یه روز بدن شوتارو توسط «خدای سقوطکرده فوتسو نوشی» تسخیر شد، و هیرومو تا مرز مرگ رفت. تو همون لحظه بحرانی، یه صدای عجیب از توی شمشیر شیطان شکاف به گوشش رسید، صدای خدای وحشی گایامارو که روحش توی شمشیر بود. از اونجا بود که پسر تصمیم گرفت برای نجات داداشش، در کنار گایامارو مسیر قدرت مطلق رو پیش بگیره! اینجوریه که فانتزی جنگی مدرن شروع میشه…دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
-
- در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-