-
خلاصه داستان اثری تازه از نویسندهی آثار مشهوری همچون «ادیسهی سیاهچال» و «استاندارد تناسخ». من به عنوان یک شمشیر تناسخ پیدا کردم و صدها سال زندگی کردم، در حالی که تمام هستیم صرف جمع و جور کردن خرابکاری های دیگران شد. اما ناگهان، به خودم اومدم و دیدم بدن شاهزاده اولِ پانزده ساله رو تسخیر کردم، کسی که به عنوان یک اوباشِ بی خاصیت و بدنام شناخته میشه. «فکر میکنی تا حالا چند نفر رو پرورش دادم؟» شوالیه بزرگی که زمانی شکست ناپذیر خوانده میشد، اژدهاکشی که اژدهای دیوانه رو به زانو درآورد، پادشاه مزدوران... تک تک اونا رو خودم تربیت کردم. شمشیر جادویی گروهورن حالا بدن شاهزاده اولِ اوباش رو تصاحب کرده... این آغاز افسانهای است که او قرار است از نو بنویسد.دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
-
- در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-