-
ارسال شده توسط تیم FLORIX
خلاصه داستان جان ساتن بعد از ده سال جنگ بیرحمانه، کهنهسربازی خسته شده. تنها آرزوش اینه که یه گوشهای تو یه دهات گم بشه و بقیه عمرش رو در آرامش بگذرونه. ولی انگار مهم نیست چقدر دور میره، از خرابکاریهایی که تو این دنیا به بار آورده، هیچوقت نمیتونه فرار کنه. دزدها، مردم شکاک شهرها، و یک جادوی پنهان که توی کوهستانها کمین کرده، همه آرامش جان رو تهدید میکنن... باید تمام قدرت زیادی رو که داره به کار بگیره تا به خودش اجازه نده دوباره همه چیز رو به خاک و خون بکشه!دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
-
تایپستر ها کلینر ها - در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-