-
خلاصه داستان یه بازی که تا حالا هیچکس نتونسته تمومش کنه: ایتیوس. [بازی تموم شد] لحظهای که حتی آخرین تلاشش هم شکست خورد... «...دانشجو فروندیر. فروندیر دو روچ!» ...من تبدیل شدم به فروندیر، یه شخصیت فرعی و بیاهمیت توی بازی؛ یه لات که حتی یهذره قدرت الهی هم نداره. تازه، تنها مهارتی که دارم [جعل]ـه، که اجسام رو فقط به شکل یه «توهم» کپی میکنه. دینگ— [ماموریت اصلی: تغییر سرنوشت] سرنوشتی که در انتظار بشریته رو میدونی... روزی که به آخر میرسه. بشریت رو نجات بده و سرنوشتش رو عوض کن. انتظار دارن با این آمار و ارقام بشریت رو نجات بدم؟ من حتی نتونستم بهعنوان قهرمان اصلی بازی رو ببرم، پس این دیگه چه جور «حالت سخت»ایه؟!دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
-
- در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-