-
خلاصه داستان «دلم میخواد یه زن به مهربونی خرگوش و یه دختر به بانمکی سنجاب داشته باشم.» تو شب کریسمس، بعد از اینکه آرزوم رو به یه بابانوئل مرموز گفتم و راه افتادم سمت خونه، چشمام رو باز کردم... و دیدم تو یه دنیای دیگهام؟!دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
-
- در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-