-
خلاصه داستان نا ایون که تازه دانشگاهش داره تموم میشه، یهویی مجبور میشه بچه خواهرش، جی هو رو بزرگ کنه. پنج سال بعد، وقتی به عنوان معلم مهد کودک کار میکنه، نا ایون با کانگ یو ملاقات میکنه، عموی مین هو که یه بچه مهد کودکی مبتلا به لالیه. کانگ یو میفهمه که به طرز عجیبی مین هو فقط جلوی نا ایون حرف میزنه و پیشنهاد میده که در عوض سی میلیون وون در ماه یه مربی خونگی بشه! آیا این دو میتونن باهم یه تیم بشن و بچه ها رو بزرگ کنن یا به مشکل میخورن؟دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
-
- در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-