-
ارسال شده توسط تیم FLORIX
خلاصه داستان من تناسخ پیدا کردم تو رمان «اگر شمشیرت را از غلاف بیرون کشیدی گریبان گیر خودت میشود» که نقش اصلیش بعد از تناسخ های بیشماری عقلشو از دست میده و کل امپراتوری رو آتیش میزنه. و بین همه نقش ها من شدم یکی از قدیسه های بیشمار. فقط یه هدف دارم: تا اون یارو روانی نشده بزنم بیرون و از اون پایان آتشین اجتناب کنم! ولی واقعیت چیه؟ به جرم جادوگری و پرستش ارواح پلید دستگیر شدم. به محض اینکه پامو از معبد بیرون میذارم یه مزدور روانی مذهبی دنبالم میوفته و بهم میگه جادوگر. اون مردک روانی با وسواس همش منو دنبال میکنه و حتی هی خودشو میکشه که فقط برگرده و دنبالم کنه. و گل سرسبدش اینه که من افتادم تو چرخه ی تناسخ بی نهایت اون... یعنی میتونم زنده از این رمان در برم؟دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
-
مترجم ها تایپستر ها - در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-