-
ارسال شده توسط تیم Reaper
خلاصه داستان لیهو هیچوقت قهرمان نبود. بیاستعداد و نادیدهگرفتهشده، برادر ارشد رزمیکار فرقه سونگوی تمام عمرش را صرف آشپزی، نظافت و فداکاری برای دیگران کرد — ولی درانتها بیدفاع، به دست فرقه خون جان باخت. اما وقتی چشم باز میکند، میبیند که به گذشته برگشته. این بار قسم میخورد جور دیگری زندگی کند. دیگر نه حسرت، و نه فداکاری، و قطعاً دیگر هم قرار نیست برای دیگران نقش یک احمق را بازی کند. اما انگار زندگیای که میخواست، خیلی زود از کنترلش خارج میشود. فنونی که یکزمان او را پس زده بودند، حالا بیدردسر در مشت او خم میشوند. استادان افسانهای او را نابغهای فراتر از آسمان مینامند، و موریم کمکم به دور مردی میچرخد که قبلاً هیچکس او را به حساب نمیآورد. این، آغاز داستانِ یک شانس دوباره است.دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
- در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-