-
ارسال شده توسط تیم Reaper
خلاصه داستان من لی یونگجین هستم، بیستونه سالمه، یتیمم و یه فروشندهی حرفهای یه فروشگاه. با تنها پنج میلیون وون پولی که داشتم به سئول اومدم و با کار کردن توی یه فروشگاه در سونگبوکدونگ، لیاقت و تواناییهام رو ثابت کردم. درست همون شبی که بالاخره قرار بود صاحب فروشگاه بشم، یه کامیون لعنتیِ تحویل بار بهم زد و مُردم... یا حداقل باید اینطور میشد. اما بهجاش، وقتی چشم باز کردم، دیدم توی بدن شاهزادهی شرورِ یه بازی مزخرف هستم که بهش معتاد بودم. حالا من ولفترام فون لوهنگرینم؛ یه شاهزاده، رئیس سابق شورای دانشآموزی که از سمتش برکنار شده و یه شرور که قراره توی همون مقدمهی بازی سرش رو از تنش جدا کنن. ولی اینکه بلافاصله بعد از یه بار مردن، دوباره بمیرم؟ نه، ممنون! عشق و ماجراجویی رو بذارید برای قهرمانهای اصلی. رویای من از این به بعد خیلی سادهست: توی یه دنیای دیگه صاحب یه فروشگاه بشم. با مهارتهای یه فروشندهی حرفهای فروشگاه و دانش مسخرهای که از سالها بازی کردن حرفهای به دست آوردم، استعدادهام رو به کار میگیرم و جیب همهی دانشآموزای آکادمی رو خالی میکنم.دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
- پس از آپلود چپتر ها دستاندکاران قابل مشاهده خواهند بود.
- در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-