-
ارسال شده توسط تیم Reaper
خلاصه داستان داشتم تو زندگی پشت سر هم پله های ترقی رو طی میکردم که یک تصادف زندگیمو عوض کرد....اون تصادف نحس که منو از مدیر عاملی سان رایز به یک معلول بدبخت بیچاره تبدیل کرد... البته شایدم تصادف نبود، حرومزاده ای که تمام مدت به عنوان دست راستم و دوستم میدمش عاملش بود، کثافتی که با هر روشی تونست اموالمو از چنگم درآورد، خواهرم رو مال خودش کرد و حتی...پشت اون تصادف بود...!!! میخواستم یکبار برای همیشه به این زندگی نکبت بار پایان بدم، با نارنجک خودم و اونو بترکونم....اما برگشتم به گذشته؟! و اونم گذشته ای که بعد از اون تصادف نحس بود...اما...این بار میدونم چطوری زندگیمو عوض کنم!دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
-
مترجم ها تایپستر ها کلینر ها - در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-