-
ارسال شده توسط تیم Reaper
خلاصه داستان یه روز، برج های سیاه مرموز، بی هیچ هشداری توی سراسر دنیا قد کشیدن. فقط یه عده خاص بیدار شدن… و دنیا دیگه مثل قبل نشد. بونگ جوهیوک؟ یه آدم ضعیف، بدشانس و کاملا معمولی. کسی که زندگیش بین شیفت های کار پاره وقت و نودل های ارزون میگذشت. اون قرار نبود انتخاب بشه. اما درست همون لحظه ای که داشت بعد از یه روز داغون رامنش رو میخورد— [بونگ جوهیوک، تو بیدار شدی.] یه پیام ساده… که میتونست زندگیش رو نجات بده، یا بندازتش وسط جهنمی که هیچ راه برگشتی ازش نیست. حالا سوال اینه: این بیداری، شروع یه افسانه ست… یا آغاز نابودی؟دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
-
- در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-