-
ارسال شده توسط تیم FLORIX
خلاصه داستان کیم هانول یه شکارچی بدبخت درجه E بود که یه زمانی فکر میکرد قراره بشه قهرمان افسانه ای همهٔ شکارچیا… ولی خب، استعدادش در حد جوجه بود و خورد به سقف. الانم به زور با استریم بازی خرج نت میده و توی چت هم ملت مسخره ش می کنن تا اینکه یه روز همون بازی دفاعیِ مفلوکی که مدت ها بازی می کرد بالاخره سرویسش رو می بنده. هانول هم جوری که انگار بهش برخورده باشه، میگه: «باشه! حداقل بذار مرحلهٔ ۷۰۰ رو بزنم!» — مرحله ای که تا حالا هیچ بنی بشری نتونسته ردش کنه. معجزه وار ردش می کنه! همین موقع یه نور کورکننده می زنه تو صورتش و میگه: «باشه داداش، بس بود بدبختیت. این مهارت های خفن رو بگیر!» بعدش یهو قدرتاش بیدار میشن و بالاخره یه مهارتِ درجه بالا براش باز میشه. اما… یه جای کار می لنگه. می خواد با این مهارته دوباره رؤیای شکارچی شدنش رو زنده کنه… ولی هیولاهایی که با این مهارت احضار میشن، اصلاً اون چیزایی نیستن که فکرشو می کرد…؟!دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
-
مترجم ها تایپستر ها - در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-