-
خلاصه داستان در دوران آخرالزمانی و ظهور هیولاها، یه دختر چهارده ساله به نام سونگ چیانکیو بعد از حمله هیولاهای وحشی گرسنه، از خانوادش جدا میشه. درست لحظه ای که داره از گرسنگی بیهوش میشه، یه شکاف کیهانی قرمز جلوش ظاهر میشه. این شکاف اونو به پدر پدربزرگش، سونگ یونشیانگ در شصت سال گذشته وصل میکنه که براش غذا میفرسته...دونیت سیستم دونیت جهت حمایت از تیم ترجمه و تولید است. این حمایت باعث افزایش سرعت انتشار و ادامه کار میشود. - شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده میباشد
-
- در صورت ارسال نقد و تایید آن در مانیست 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت میکنید
ارسال نقد -
-